نازنین بانو... - تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 21:56
جان فدای تو نازنین بانو!سر به پای تو نازنین بانو!چشم زیبای تو برای من و دل برای تو نازنین بانو!تا خدا می کند دلم پروازبا صدای تو نازنین بانو!جان تازه به من دهد هر بارخنده های تو نازنین بانو!مات و مبهو
بید مجنون... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:03
سر به زیر انداختم چون بید،مجنون,ت شومبی تماشا غرق در چشمان محزونت شومخسته ام از جور تو ای عشق بی قانون من!من اسیرت گشته ام تا بلکه قانونت شوم!بی شک این شب گریه ها آثار بی مهری توستباز شکر از این که شد
هر از گاهی... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:03
شاعر هر از گاهی دلش می گیرد از غمآن گاه راهی می شود سوی نگاهتیادش می آید غصه معنایی نداردوقتی که باشد فاطمه(س) پشت و پناهت شاعر هر از گاهی سراپا غرق راز استیک شانه می خواهد که بر آن اشک ریزددر بین اند
ارمغان عشق... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:03
پسر فاطمه ای،عشق شعارت باشدباید اینگونه جهان آینه دارت باشدما که باشیم زمانی که خداوند حکیمصبح تا شام در آیینه دچارت باشدمست از باده ی خمخانه ی عشق حسنیمنه فقط ما که جهان مست و خمارت باشدناگزیری
ای بچه های کوفه... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:03
ای بچه های کوفه پدر پر کشیده است«اینک شما و وحشت دنیای بی علی»محمد متین میلادی(سلمان)
صدای کوبه ی در... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:03
_در می زنند،کیست؟_کسی نیست،نوکر استیک عمر می شود که گدا پشت این در استیک آن صدای کوبه ی در قطع شد،سپسآقا رسید پشت در و دید بهتر است_در وا کند و کرد، ولی دید این گدازانو بغل گرفته و در کنج معبر استسر
الجّار... - تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 11:13
بغض زمین از آن شب غمبار می گویداز دوری دلداده از دلدار می گویداز بی کسی،از غربت و از کوچه ی باریکاز میخ در از سیلی و آزار می گویدشیری پس از عمری کماکان پیش گوش چاهاز بی حیایی های آن کفتار می گویدبغض ز
هم آغوش... - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 22:10
خواب دیدم که شبی با تو هم آ غوش شدم آتشی بودم و با سوز تو خاموش شدم آنقدر مست تو بودم که نفهمیدم کی با خمار تب چشمان تو بیهوش شدم گیسوان تو و این دل به هم آمیخته اند زلف بر باد...دلم رفته و مدهوش شدم
مادر صدایت می کنم... - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 22:10
وقتی دلم برای شما تنگ می شود دنیای من چه کوچک و بی رنگ می شود این از سخای توست مادر! که لطفتان حتی نگفته شامل این «سنگ» می شود مادر! تو کیستی که برای مقام تو بین تمام اهل دلم جنگ می شود؟ تو مثل نوری و
نور چشم سامرّا... - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 22:10
ای نام تو پر نور ترین نام جهان! ای فرشته در مقام تو سرگردان! مثل همه ی اهل جهان می گویم: ای نور خدا! خوش آمدی آقا جان! محمد متین میلادی(سلمان)
زیر سایه ی مادر... - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 22:10
آنقدر پاکی که دل «مادر» خطابت میکند از دلم بگذر اگر دائم جسارت می کند بعد هفده روز دل بردن ز ما،آن آشنا بهر دل بردن ز اهل عرش هجرت می کند کمترین پاداش او تضمین فردوس است و بس هر که یکدفعه تو را در قم
فصل جنون... - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 22:10
تا ابد نام تو در دفتر شعرم باقیست شاد باش ای دل سرگشته که این غم باقیست زخم خوردم ز زبان همه ی مردم شهر باز هم شکر که در دست تو مرهم باقیست گل سرخ دل من زرد شد اما روی_ گونه ی بی رمقش ژاله و شبنم باقی
شعرم دخیل پنجره فولاد می شود... - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 22:10
دل ما مست و خراب حرم آبادت ای به قربان غم عشق تو و اجدادت علت خلقت ما نوکری خانه ی توست لطف زهراست (س) شدم نوکر مادرزادت غیر شعر و نفس و آه مرا چیزی نیست که شود لایق آن پنجره ی فولادت همه عمر از در ای
آرام حسین(ع)... - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 22:10
ای علت آرامش کل دنیا آرام حسین(ع)،جان پناه زهرا(س) از روز الست باده ی عشقت را در میکده ی حسین(ع) دادند به ما محمد متین میلادی(سلمان)
مدافعان حرم عشق... - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 22:10
جان ها همه خاک آستانت بانو! عالم به فدای نوکرانت بانو! پشت همه را به لرزه انداخته است جنگاوری مدافعانت بانو! محمد متین میلادی(سلمان)
فاطمیه یعنی... - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 22:10
«بسم الله النور» شب،دوباره شب سیاه عزا ماه از پشت ابر ها آمد تا بیاید به روضه ات،مادر! در گلو،بغض،بی صدا آمد تا شروع کرد روضه خوان، تا گفت: «السلام علیک یا مادر!» کوه ها بی قرار لرزیدند غنچه در باغ
در پناه چادر تو... - تاریخ: 1397/4/28 ساعت: 14:44
ای ماه رخت نور مدینه ذکر دل پر شور مدینه آنقدر کریمه ای که گشته &#
خوش آمدی مادر... - تاریخ: 1397/4/28 ساعت: 14:44
السلام ای تمام زیبایی...امشب تمام دلتنگی هایم بار سفر بسته اند &#1
شوق پرواز در هوای حرم... - تاریخ: 1397/4/28 ساعت: 14:44
آسمان با تمام عشق می خندد بازهم چون ستاره دلتنگم دل فقط یک نوا &#1
مناجات با امام زمان در ولادت بی بی معصومه - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 3:31
امشب میان عشاق در بحر نور باشم لبریز از محبت،پر ز سرور باشم در جمکران قلبم،جشنی به پاست امشب در خاک پای حضرت مست حضور باشم مولا مگر بمیرم،روزی که از ولایت در این جهان فانی،یک لحظه دور باشم اقا بیا که دیگر،خشکیده اشک چشمم تا روز رویت تو تا کی صبور باشم اورده ام برایت،پای ملخ سلیمان! ارزش ندارد ان چون...