به نام آینه ی عشق مرتضی،زینب به نام دختر زهرا،گره گشا،زینب
به نام قدرت تکبیر مجتبی،زینب به نام خواهر سلطان کربلا،زینب
به نام جلوه ی کل صفات آل عبا
به نام پرچم دار قیام عاشورا
کفیله السجادی،امینه اللهی ز راز های مگو عالمانه آگاهی
به وسعت تاریخی،چراغ این راهی قدم قدم تو فقط با حسین همراهی
به نام«عالمه،غیر معلّمه» زینب
به نام جلوه ی اخلاق فاطمه،زینب
عقیله ای بانو،کعبه الرزایایی عطیه البلوا،قبله البرایایی
تو انتهای کمال مقام دنیایی به چشم هات نیامد به غیر زیبایی
به نام سرّ ابیها و امّها، زینب
به نام شیرزن دشت کربلا،زینب
ولی جهان مانده است از صبوری ات بانو ابالادب شده محوغیوری ات بانو
شکست خورده یزید از جسوری ات بانو شده است قاتل ارباب،دوری ات بانو
چقدر درد کشیدی،عجب بلاهایی
ولی ندیده ای ای عشق،غیر زیبایی
دو شیر پیشکش شاه کربلا کردی چه عاشقانه برایش پسر فدا کردی
ولی برای علی های او دعا کردی چقدر در خیمه تو خدا خدا کردی
ولی حسین،به گودال قتلگاه افتاد
و سایه ای منحوس روی نور ماه افتاد
چه دید چشم تو از روی تل،گلی پرپر و ماجرای غم انگیز حنجر و خنجر
و پاره ای پیکر،بی عبا و انگشتر و یک حرامی خوشحال و مست با یک سر
و مادری که قدش خم شد و صدا می زد
حسین زیر سم اسب دست و پا می زد...
چگونه درک کنم غصه ی اسارت را محله های یهودی،غم جسارت را
شما و بزم شراب، این همه وقاحت را و ساربان پر از عقده و حسادت را
به دختران پیمبر،مجوس نان می داد
و دختری که به کنج خرابه جان می داد
سه ساله ای که غمش پیر کرد زینب را به تازیانه تنش صبح کرد هر شب را
اضافه کرد لگد بر غمش غم تب را بغل گرفته سری،آه! نامرتب را
و در کنار همان سر رقیه راحت شد
نصیب او هم مثل عمو شهادت شد
به ذوالفقار قسم،در سپاه ایرانی تمام ما همگی روبروی سفیانی
و تحت فرمان قاسم سلیمانی به پا کنیم همه بی نظیر طوفانی
به زیر سایه ی تو،نور مرتضی،زینب
به نام خواهر سلطان کربلا،زینب
«محمد متین میلادی(سلمان)»
برچسب:
نویسنده: پرنیا کریمیان